تبلیغات
چالدران نیوز - مطالب ابر شاه اسماعیل صفوی
سال ۹۴، سال «دولت و ملت، همدلی و هم‌زبانی
گزارش تصویری : مقبره سید صدرالدین وزیر جنگ شاه اسماعیل صفوی واقع در شهرستان چالدران
یکشنبه 7 مهر 1392 ساعت 11:57 بعد از ظهر | نوشته ‌شده به دست ناصر حسین زاده | ( نظرات )

گزارش تصویری : مقبره سید صدرالدین وزیر جنگ شاه اسماعیل صفوی واقع در شهرستان چالدران

http://s5.picofile.com/file/8107800376/CIMG5385.jpg

مقبره سید صدرالدین







جنگ چالدران نبرد شاه اسماعیل صفوی با سلطان سلیم عثمانی
جمعه 5 مهر 1392 ساعت 09:17 قبل از ظهر | نوشته ‌شده به دست ناصر حسین زاده | ( نظرات )

جنگ چالدران نبرد شاه اسماعیل صفوی با سلطان سلیم عثمانی


مقبره شاه اسماعیل صفوی موسس سلسله صفویان

شـــــرح ماجرا


یکى از دلایل پیشرفتهاى سریع عثمانیان در اروپا، ضعف دولتهاى شرقى (ایران، میان رودان، شامات و عربستان) بود اما در سال۱۵۰۰ در ایران براى اولین بار پس از قرنها، حكومتى ایرانى بر سر كارآمد. وجود این حكومت كه بعدها به صفویان معروف گشت از جمله دلایل ضعف پیشروى عثمانى ها در غرب است. شروع این خاندان به دست شاه اسماعیل صفوى بود. وى مردى جنگاور، جوانمرد واصولاً شیعه گرا بود. وى ابتدا گیلان و تبریز و همدان را گرفت و پس از هم قسم شدن هفت طایفه ترك با وى غرب ایران را تصرف كرده و با در هم كوبیدن ازبكها شرق ایران و خراسان را نیز به دست آورد.
قدرت گرفتن دولت ایران و در خطر افتادن بغداد دولت عثمانى را نگران كرد. عثمانى ها در این زمان فرمانروایى به غایت بى رحم موسوم به یاووز داشتند. سلطان سلیم رامى توان یكى از ۴سلطان بزرگ عثمانى دانست.(سلطان مراد، سلطان محمد فاتح، سلطان سلیمان وسلطان سلیم).
آنگونه كه برخى مورخین نظیر سرپرسى سایكس مى گویند، اعزام سفراى ایران به نزد ممالیك مصر و مجارستان در ۱۵۱۴ دلیل اصلى عجله سلطان براى نابودى صفویان بوده است. كشتار ۴۰هزار شیعه در آسیاى صغیر و فرستادن نامه هاى تند براى شاه اسماعیل نبرد را ناگزیرنشان مى داد.
۱۲۰هزار سرباز ترك در مرزهاى ایران
آنچه بر هیبت تركها در هنگام نبرد مى افزاید سپاههاى بزرگ و عظیم آنها بود به طورى كه به شهادت تاریخ آنها در قرون ۱۵ ۱۶، و ۱۷ همواره برترى خرد كننده اى از نظر نفرات در میدان نبرد بر حریفان خود داشتند. در این زمان نیز شاه اسماعیل براى كمك به «بابر فرمانرواى هند» ارتشى را به آسیاى مركزى فرستاده و در نتیجه قادر به آماده كردن ارتشى در این ابعاد نبود اما در عین حال دور از مردانگى مى دانست كه ارتش عثمانى را در غارت غرب ایران راحت بگذارد به همین دلیل على رغم اینكه به او خبر دادند سلطان سلیم از ۱۲۰هزار سرباز تربیت شده و منظم، سواره نظام، ینى چرى، تفنگدار و واحدهاى برگزیده توپخانه برخوردار است خود را در دشت چالدران در نزدیك ارومیه به سپاه عثمانى رساند. حال آنكه به گفته مورخان تنها نیرویى بین ۳۵ تا ۶۰هزار سرباز در اختیار داشت. عثمانیان از همان ابتدا با مشاهده سواران ورزیده ایرانى فهمیدند كه توپخانه وینى چرى ها باید سرنوشت جنگ را تعیین كنند. بنابراین توپها وینى چرى ها پشت سپاه پیاده و سواره عثمانى پنهان شدند و در حقیقت نقش ذخیره استراتژیك تركها را بازى كردند.
شاه اسماعیل سپاه خود را به دوقسمت كرد و یك قسمتى را به فرماندهى رئیس طایفه استاجلو از طوایف جنگاور ترك سپرد و نیمى دیگر از سپاه را، خود فرماندهى كرد. شاه اسماعیل براى آنكه مى دانست تركها از توپ به خوبى استفاده مى كنند تنها راه را در حركت سریع به سمت دشمن دید بنابراین همزمان، ۳۵هزار سوار (یا ۶۰هزار) ایرانى از ۲جناح به جناحین عثمانیان حمله بردند. حركت شاه اسماعیل به اندازه اى جسورانه و سریع بود كه امواج پیاده و سوار ترك نتوانستند مانع رسیدن او به واحدهاى توپخانه شوند اما در جناح دیگر سواران استاجلو درست در زیر آتش توپخانه قرار گرفتند و بیشتر آنها از جمله رئیس استاجلو از بین رفتند. شاه ایران و سواران باقیمانده اش وسط میدان جنگ كه اكنون دیگر به دلیل «مغلوبه شدن» جاى مناسبى براى آتش ریزى توپخانه نبود به سختى نیروهاى ترك را در هم مى كوبیدند اما سلطان سلیم ناگهان نیروى مرگبار ینى چرى ها را وارد میدان كرد. سواران ایرانى براى خروج از بن بست بى محابا به صفوف ینى چرى حمله كرده و گمان كردند حركت بسیار سریع آنها پیاده نظام مذكور را از هم خواهد پاشید اما این مردان سراسر سرخپوش مانند ستونهاى متحرك سلاح به دست از جاى خود نجنبیدند وحتى صفوف خود را براى عبور سواران ایرانى باز نكردند در نتیجه نبرد وارد خونین ترین بخش خود شد و هزاران نفر از نیروهاى طرفین دشت چالدران را با خون خود رنگین كردند. نیروى سوار ایران در محاصره كامل در حال مقاومت بود كه ناگهان سربازى از نیروهاى ینى چرى شكم اسب شاه ایران را درید و پاى او را نیز با ضربتى دیگر زخمى كرد. مردان قزلباش كه قصد نداشتند به هیچ وجه شاه خود را در میدان تنها بگذارند با از جان گذشتگى شاه زخمى را بر اسب سوار كردند وسعى كردند از میان مردان سمج ینى چرى بگذرند. سرعت عمل عشایر قزلباش و خستگى جنگاوران عثمانى سبب شد تا رخنه اى در بین آنها ایجاد شود وباقیمانده سواران ایرانى میدان جنگ را ترك بگویند.
اردوى ایران توسط عثمانى ها غارت شد و تبریز نیز به دست تركها افتاد اما سلیم تنها به تصرف كردستان و دیار بكر قناعت كرد.
نتیجه نبرد
ورود صفویان بار دیگر قدرت بزرگى را در شرق امپراتورى عثمانى ایجاد كرد. عثمانیها در این زمان در اوج قدرت بودند آنها ۲سال بعد كل مصر را تسخیر كردند و در شرق نزدیك و شمال آفریقا دولتى از دست آنها نجات نیافت اما سرسختى سربازان ایرانى براى آنها این پیام را داشت كه باید منتظر رخداد جنگهاى عظیمى در این بخش از جهان باشد.
نبرد چالدران سرآغاز جنگهاى ایران وعثمانى بود كه مانند جنگهاى ۸۰۰ساله ایران ورودیكى از طولانى ترین نبردهاى تاریخ بود و عاقبت ۴قرن بعد به ضعف مفرط ۲كشور منجر شد در حالى كه هیچ یك از طرفین نتوانستند به برترى قطعى بر علیه دیگرى دست بیایند اما همین كه ایرانیان توانستند استقلال خود را در برابر دولتى كه دهها كشور را مسخر كرده بود حفظ كند نكته اى بسیار امیدوار كننده بود.
شاهنشاهى جوان صفوى در زمان شاه اسماعیل و شاه طهماسب نتوانست به ارتشهاى بزرگ و عثمانى غلبه كند اما مقاومت آنها پایه اى شد براى پیروزیهاى قرن۱۷ شاهان ایرانى بر عثمانیان.

 

منبع :http://www.yadeyar.ir/

 

 



برچسب‌ها: شاه اسماعیل صفوی ,

معرفی کتاب جنگ میهنی ایرانیان در چالدران
سه شنبه 12 شهریور 1392 ساعت 02:50 بعد از ظهر | نوشته ‌شده به دست ناصر حسین زاده | ( نظرات )
جنگ میهنی ایرانیان در چالدران




پدیدآورندگان : نویسنده: نصرالله فلسفی , مقدمه: سعید نفیسی

موضوع : جنگ چالدران , ایران - تاریخ - صفویان، 1148 - 907 ق , اسماعیل‌صفوی‌اول، شاه‌ایران، 930 - 892 ق
ناشر : هیرمند
محل نشر : تهران
قطع : رقعی
نوع کتاب : تالیف
زبان اصلی : فارسی
قیمت : 9500
نوع جلد : شومیز
قطع : رقعی
تیراژ : 3000
تعداد صفحات : 128
تاریخ نشر : 1381/9/17
رده دیویی : 095050711
شابک : 964-6974-63-5

, "در دوره‌ای كه كشور پهناور ایران به قسمت‌های كوچك‌تری تقسیم شده بود و در هر قسمت‌اش پادشاهان یا خوانینی دم از استقلال می‌زدند و خواسته‌های خویش را به مردم زحمتكش تحمیل می‌نمودند، "شاه اسماعیل"، نوجوانی از سلاله‌ی شیخ صفی الدین اردبیلی ـ قد برافراشت و پرچم مقدس مذهب شیعه را به دوش گرفت. شاه اسماعیل درست در برهه‌ای از زمان به صحنه‌ی سیاست جهانی پاگذاشت كه در بخش غرب مرزهای كشورمان حكومت نیرومند عثمانی، ارتش خویش را مجهز به توپ و تفنگ كرده بود. نبرد بین شاه اسماعیل اول و سلطان سلیم عثمانی در دوم رجب 920 هـ ق در دشت چالدران ـ در 20 فرسنگی تبریز ـ روی داد. طی این جنگ با وجود شجاعتی كه شاه اسماعیل و همراهانش نشان دادند به دلیل برخورداری سپاه عثمانی از امكانات مجهز شاه اسماعیل مغلوب و منهدم شده و كمی بعد تبریز (پایتخت شاه اسماعیل) به دست عثمانی‌ها افتاد. كتاب حاضر نگاهی به نبرد بین شاه اسماعیل صفوی و سلطان سلیم در دشت چالدران و سرانجام این نبرد است."


رابطه ایران و عثمانی؛از ضعف تا اقتدار
جمعه 5 خرداد 1391 ساعت 06:52 بعد از ظهر | نوشته ‌شده به دست ناصر حسین زاده | ( نظرات )
رابطه ایران و عثمانی؛از ضعف تا اقتدار
 
جام جم آنلاین: با ظهور شاه اسماعیل صفوی، سرحدات باختری ایران نیز در محدوده دوران باستان احیا شد. شاه اسماعیل در 914 قمری به خوزستان لشكركشی كرد و موفق شد قلمرو حكومت علوی مشعشعیان را به‌هویزه محدود ساخته و شوشتر و دزفول را به قلمرو دولت صفوی ملحق كند.

شاه اسماعیل در همان سال به عراق عرب نیز لشكر می‌كشد و ضمن تسخیر بغداد، سرتاسر عراق عرب را در زمره قلمرو دولت ایران در‌آورد.1

شاه اسماعیل سال پیش‌تر نیز ایالات دیاربكر و ارزنجان را متصرف شده بود. بدین‌گونه شاه اسماعیل سرتاسر عراق عرب و مناطق كردنشین را تسخیر كرد و سرحدات ایران را به نزدیكی سوریه و آناتولی ‌رساند.

اما در 920 قمری و به دنبال شكست چالدران، دولت عثمانی منطقه دیاربكر را تسخیر كرد و بدین ترتیب دیاربكر از ایران تجزیه شد.
2

تجزیه دیاربكر از ایران، به معنای دوپاره شدن مناطق كردنشین نیز بود و پس از این رویداد، دولت‌های ایران دیگر قادر به اعمال حاكمیت بر سرتاسر مناطق كردنشین نبودند.3

در عصر پادشاهی شاه‌طهماسب، سیادت ایران بر عراق عرب نیز به‌چالش گرفته ‌شد. در 940 قمری سلطان سلیمان به آذربایجان یورش ‌آورد و پس از شكست در برابر سپاه ایران از طریق كردستان عقب‌‌نشینی و در هنگام عقب‌نشینی، موصل را تصرف كرد.

سلطان سلیمان سپس با خیانت برخی از سران طایفه تكلو كه از طرف شاه‌ طهماسب در بغداد به سر می‌بردند بر بغداد دست یافت و در 940 قمری بغداد به اشغال سپاه عثمانی درآمد.

متعاقبا در 963 قمری اولین پیمان صلح مرزی بین ایران و عثمانی منعقد ‌گشت. در این پیمان كه به پیمان آماسیه شهرت یافت، دولت ایران، حاكمیت عثمانی بر عراق را به رسمیت شناخت. 4

با وجود از دست رفتن حاكمیت ایران بر عراق، در عصر شاه‌طهماسب صفوی حاكمیت دولت ایران بر كردستان و خوزستان تثبیت شد.

در این دوره، سرخاب بیگ اردلان از 945 قمری با تأیید شاه‌طهماسب بر بخش‌های وسیعی از كردستان از جمله سنندج فعلی، مریوان، اورامان، سلیمانیه و شهرزور حكومت می‌كرد.

اگر چه شهرزور به تصرف عثمانی در‌آمد، ولی حاكمیت ایران بر كردستان از طریق خان‌های اردلان یعنی سرخاب بیگ و سپس فرزند وی بساط‌بیگ ادامه یافت.5

در این عصر، حاكمیت دولت صفوی بر بخش‌های گسترده‌ای از خوزستان از جمله دزفول و شوشتر نیز بیش از گذشته تثبیت شد. در این زمان، حاكمان قزلباش به طور مستقیم و بی‌واسطه، حاكمیت دولت مركزی را بر دزفول و شوشتر اعمال می‌كردند.6

در عصر جانشینان شاه‌طهماسب صفوی در دوره شاه محمد، چهارمین شاه صفوی، وضعیت سرحدات باختری ایران با یورش گسترده عثمانی‌‌ها روبرو شد. یورش عثمانی‌‌ها در سال‌های آغازین حكومت شاه‌عباس ادامه یافت و كردستان، لرستان و نهاوند نیز به تصرف عثمانی درآمد. 7

در 999 قمری شاه‌عباس پیمانی با عثمانی‌‌ها امضا كرد كه براساس آن افزون بر آذربایجان و قفقاز در شمال باختری، كردستان و لرستان و نهاوند در باختر نیز به عثمانی واگذار ‌شد.8

اما این وضعیت دیری نپایید، در 1012 قمری پادگان عثمانی در نهاوند تسلیم شد و متعاقبا سرتاسر لرستان و كردستان به تصرف شاه‌عباس درآمد.9

شاه‌عباس در 1033 قمری به عراق عرب لشكركشی كرد و در ربیع‌الاول 1033 بغداد را تصرف كرد. شاه‌عباس سپس به نجف و كربلا رفت و بر عتبات عالیات نیز اعمال حاكمیت ‌كرد. شاه‌عباس همچنین موصل و كركوك را نیز به اطاعت از دولت ایران واداشت و بدین‌گونه تا پایان 1033 قمری سرتاسر عراق به تصرف دولت ایران درآمد.10

در 1035 قمری عثمانی‌‌ها به عراق لشكركشی كردند. یورش گسترده عثمانی‌ها با مقاومت شاه‌عباس مواجه شد و عثمانی‌ها شكست سنگینی را متحمل شدند و حاكمیت ایران بر عراق عرب بیش از گذشته تثبیت ‌شد.11

 تجزیه دیاربكر از ایران به معنای دوپاره شدن مناطق كردنشین نیز بود و پس از این رویداد دولت‌های ایران دیگر قادر به اعمال حاكمیت بر سرتاسر مناطق كردنشین نبودند

اما با درگذشت شاه‌عباس در 1038 قمری وضعیت دگرگون ‌شد. عثمانی‌ها به دنبال مرگ شاه‌عباس و آغاز پادشاهی شاه‌صفی به عراق یورش آوردند اما شاه‌صفی جانشین شاه‌عباس به‌شدت با این یورش مقابله كرد و نظامیان عثمانی را شكست ‌داد.

با وجود این در 1048 قمری سلطان‌مراد چهارم پادشاه عثمانی به همراه قشون بزرگی به عراق یورش آورد. قشون عثمانی به نیم میلیون نفر می‌رسید.12

این قشون در رجب 1048 به بغداد ‌رسید و پس از محاصره بغداد، این شهر را تصرف ‌كرد. سقوط بغداد به معنای پایان حاكمیت ایران بر سرتاسر عراق بود. در 1049 قمری سلطان‌مراد چهارم نامه‌ای به شاه‌صفی نوشت و در آن سرحدات ایران و عثمانی را اعلام ‌كرد. در این نامه تصریح شده بود:

از حدود و ثغوری كه در سمت بغداد و آذربایجان واقع شده است محل‌هایی كه موسوم به جسان و بادرانی است متعلق به ایران شده و قصبه مندلیج الی درتنگ (كه محل موسوم به سرمیل سنود در تنگ معین شده است) با صحراهایی كه مابین است متعلق به ماست و كوهی كه در نزدیكی واقع است برای آن طرف مانده، میل‌باشی كه برای درتنگ سنور معین شده است و درنه به ما متعلق شود و از عشیرت جاف قبایل موسوم به ضیاءالدین و هارون متعلق به اعلیحضرت همایون ماست.

بیره و دزدولی برای طرف مقابل مانده، قلعه زنجیر كه در روی كوه واقع است خراب شود و دهاتی كه در طرف غربی قلعه مهدومه مزبوره واقع است برای ما مانده دهاتی كه در طرف مشرق است برای آن طرف باشد و در نزدیكی شهرزور، كویی كه آن طرف قلعه ظالم واقع شده هر نقطه از آن كه مشرف به قلعه مزبور است از جانب همایون ما ضبط شده و قلعه اورامان با دهاتی كه جزء توابع آن می‌باشد برای طرف مقابل تعلق می‌گیرد.

گدوك چغان برای شهرزور سنور معین شده، قزلجه و توابع آن از جانب همایون ما ضبط شده، مریوان با توابعش متعلق به طرف مقابل است و طرفین مقرر داشتند كه در سرحد وان قلعه قطور و ماكو و در طرف قارص قلعه مغازبرد را منهدم سازند.13

بر اساس مفاد این نامه، عراق عرب در زمره قلمرو عثمانی دانسته شده است و سرتاسر منطقه شهرزور و باختر دشت زهاب نیز متعلق به عثمانی شده و در مقابل مالكیت ایران بر مریوان و اورامان به رسمیت شناخته شده است.14

تاریخ‌نگاران عثمانی و عراقی نامه سلطان‌مراد چهارم به شاه‌صفی را نشانه‌ای از وجود عهدنامه مرزی بین ایران و عثمانی به نام عهدنامه قصرشیرین می‌دانند؛ عهدنامه‌ای كه بر اساس آن مرزها به گونه‌ای كه در نامه سلطان‌مراد چهارم به شاه صفی آمده، ترسیم شده است.

تاریخ‌نگاران و دیپلمات‌های ایرانی وجود عهدنامه قصرشیرین را زیر سوال می‌برند. میرزاجعفرخان مشیرالدوله ریاست كمیسیون سرحدی ایران در زمان محمدشاه و ناصرالدین‌شاه قاجار درباره بی‌اعتباری عهدنامه ادعایی قصرشیرین ابراز می‌دارد:

حقیقتا اصل عهدنامه مزبور، كه عبارت از تصدیق‌نامه دو پادشاه است، در هیچ‌یك از دولتین موجود نیست. در ایران به سبب فترت و در عثمانیه به سبب حرقت تلف شده است و مستندی كه اكنون مأمورین عثمانیه به عنوان عهدنامه مزبور ابراز می‌نمایند، عبارت از مواد نامه‌ای است كه به قول عثمانیه از طرف سلطان‌مراد رابع به شاه صفی به‌طریق امضای تصدیق نامه معاهده تلقی شده است.15

البته عهدنامه قصرشیرین مواردی به نفع ایران را نیز در مورد سرحدات جنوب باختری دربر داشت. بر اساس این عهدنامه، سرحد جنوب باختری ایران در پنجاه فرسنگی باختر خرمشهر فعلی قرار داشت و بدین ترتیب بر مالكیت ایران بر سرتاسر خوزستان و نیز تمام ساحل خاور اروندرود (شط‌العرب) تأكید شده بود.16

به هر روی عهدنامه قصرشیرین یا نامه یك‌جانبه سلطان‌مراد چهارم به شاه صفی برای صدها سال پایه و اساس سرحدات باختری ایران شد البته از جانب هر دو طرف (ایران و عثمانی) به قلمرو طرف مقابل تجاوزهایی می‌شد. به دنبال سقوط اصفهان در یورش افغان‌ها در 1135 قمری، عثمانی‌ها موقعیت را مناسب دیدند و از باختر و شمال باختری به ایران یورش آوردند.

عثمانی‌ها كردستان، كرمانشاه و لرستان را اشغال كرده و سپس به همدان تاخته و این شهر را نیز تصرف كردند. متعاقبا نهاوند و خرم‌آباد و بروجرد را نیز تصرف ‌كردند.17

اشغال مناطق باختری ایران تا ظهور نادر افشار ادامه داشت. نادر در شعبان 1142 نهاوند را آزاد كرد سپس در تویسركان نبرد نظامی بزرگی میان سپاه ایران و قشون عثمانی در‌گرفت كه منجر به شكست سنگین قشون عثمانی و آزادی تویسركان شد.

نادر متعاقبا همدان، كرمانشاه و كنگاور را نیز آزاد كرد و تا قصرشیرین و رودخانه دیاله پیش ‌رفت. بدین‌گونه نادر بر سرتاسر لرستان، همدان، كرمانشاه و كردستان خاوری دست یافت18و در پایان عصر صفویه سرحدات باختری ایران را در حدود مندرج در عهدنامه ادعایی قصرشیرین تثبیت نمود.

منابع

1. بُرن، نظام ایالات ایران در عصر صفوی،تهران.1350.بنگاه ترجمه ونشر كتاب ص 118.2. همان، ص 12.3. پناهی سمنانی، شاه اسماعیل، تهران.كتاب نمونه1372. ص 222.4. بُرن، پیشین، ص 9.5. اصغر جعفری‌ولدانی، بررسی تاریخی اختلافات مرزی ایران و عراق، تهران، دفتر مطالعات سیاسی و بین‌المللی، 1367، ص 10.6 . بُرن، پیشین، صص 120 و 121.7. همان، ص 118.8 . لویی بلان، شاه عباس،تهران.اساطیر. 1375 ص 72.9. همان، ص 84.10. همان، صص 164-158.11. همان، صص 293-12. همان، صص 303-300.13. نوئل باربر، فرمانروایان شاخ زرین از سلیمان قانونی تا آتاترك، ترجمه عبدالرضا هوشنگ مهدوی، تهران، گفتار، چ 7، 14. لارودی، زندگانی نادرشاه پسر شمشیر.تهران.ایران زمین.1370، صص 101-98.

شهاب سلیمی



 
نویسندگان
نظر سنجی
علل عقب ماندگی شهرستان چالدران چیست؟




دیگر موارد
تعداد مطالب :
تعداد نویسندگان :
آخرین بروز رسانی :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
بازدید کل :
آخرین بازدید :